خرید بک لینک
انسان هاي آزاده

در دنيا آدم هايي هستند كه به ظاهر زنده اند، نفس مي كشند، راه مي روند، حرف مي زنند، زندگي مي كنند، اما در حقيقت اسير دنيا، بردة زندگي و ذليل حوادث هستند؛ از خود اراده و اختياري ندارند، آلت بلا ارادة عوامل طبيعتند، درمقابل مرگ وحشت زده و زبونند، براي آنكه زندگي كنند. آنچنان به ذلت و اسارت تن درمي دهند و در قفس احتياجات كثيف مادي اسير مي شوند و قيود و حدود مادي مثل تار عنكبوت آنچنان آنها را اسير و برده مي سازد كه در ميليون ها و ميلياردها مردمي كه همه روزه به دنيا قدم مي گذارند و زندگي مي كنند و مي روند، از همين قماشند. بر اعمال آنها، هيچ نتيجه اي مترتب نيست، هيچ تأثيري بر عالم وجود ندارند، اگرچه زندگي مي كنند ولي مرده اند، بين زندگي و مرگ آنها تفاوتي وجود ندارد.اينان براي آنكه نميرند، آنقدر خود را كوچك مي كنند كه گويا مرده اند؛ هميشه تسليم قيود ذلت بار و شرايط ننگيني هستند كه زندگي بر آنها تحميل مي كند. آنها شرف و حيثيت خود را مي دهند، شخصيت و ارزش انساني خود را فدا مي كنند، روح خود را از دست مي دهند، حيات حيققي خود را نابود مي كنند، تا زندگي مادي جسد را تأمين نمايند، مانند كرمي كه در لجن مي لولد و خوش است كه بوي تعفن ننگ و ذلت و پستي را استشمام مي كند، و با ننگ و ذلت نفسي مي كشد. اما انسان هاي آزاده، ممكن است كوتاه زندگي كنند ولي تا آنجا كه زنده هستند براستي زندگي مي كنند و با ختيار خود نفس مي كشند، سرور و آقاي حيات خود هستند، از كسي و چيزي نمي ترسند، محكوم اراده ديگري نيستند، ديگران تسليم او هستند، محيط تحت تأثير اراده او قرار مي گيرد، خواسته او در همه جا جاري مي شود، تنا زنده است براستي زندگي مي كند، از مرگ نمي ترسد، هيچ چيزي آزادي او را محدود نمي كند، هيچ عاملي حتي مرگ او را ذليل و زبون نمي نمايد و هنگامي كه مرگ فرا رسيد، با كمال افتخار و شرف آن را مي پذيرد و زندگي پر ثمر ديگري را شروع مي كند. رمز قدرت و شخصيت او در همين جاست كه اسير زندگي نيست، به خاطر زندگي حاضر نيست كه شخصيت انساني خود را از دست بدهد و از نظر روحي بميرد

برچسب: انسان های آزاده, نویسنده: کسری حیدری تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 14:15

صفحه بندی